سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

193

قواعد السلاطين ( فارسى )

و ازين قبيل اين بيت تحرير يافته : سعديا مردِ نكونام نميرد هرگز * مرده آن است كه نامش به نكويى نبرند يكى از اكابر به حيطهء بيان آورده كه : ايوان انوشيروان و طاق كسرى اگرچه رفيع است و در اطراف عالم بلندآوازه ، امّا استعلاى آن نه از وجه علوّ كنگره باشد ، بلكه اصل آن اشتمال به غرف و پنجرهاى چند يافته ، چه خشتى چند بر هم گذارده و در چند مفتوح ساخته ، چندان صنعت و عمل به كار نرفته كه باعث چندين مدايح گردد ، ليكن از آن راه نظاره‌گاه عقل آمده كه زاويهء تنگ آن پيره‌زن و منزل « 1 » ضيّق آن عجوزه كه در گوشهء ايوان شاهى وقوع يافته بود ، خللى برو راه نداده ، متحمّل مشقّات و زحمات او گرديد ؛ چنانچه راويان اخبار اين خبر را چنين به صفحهء قرطاس نقش بسته‌اند كه : چون ايوان كسرى به اتمام رسيد و عمارات از كاخ و منظر به نهايت انجاميد ، نوشيروان با جمعى از ندما و حكما به نظارهء عمارت رفته به ايشان گفت كه : ملاحظه نماييد كه در اين هيچ عيب و علّتى يافت مىشود كه به تداركش كوشم ؟ ايشان بعد از مطالعهء « 2 » اطراف و جوانب به عرض رسانيدند كه اى ملك ! اين عمارتى است كه دست ارتفاعش كمربند جوزا را مىگشايد و شرفهء رفعتش پاى شرف بر سر ايوان كيوان مىگذارد . بيت چنين بناىِ همايون فلك نديد به چشم * چنين عمارت عالى جهان ندارد ياد نخست بار كه اقبال باز كرده درش * درى ز خلد به روىِ جهانيان بگشاد هيچ خللى در اركان اين ايوان و هيچ عيبى در اطراف آن در تصوّر نگنجد مگر آن كه در گوشهء اين ايوان رفيع بنيان ، خانه‌اى است محقّر ، و كلبه‌اى است مختصر ، دودى از روزن آن ويرانه متصاعد مىشود و ديوار ايوان را سياه و تيره مىسازد . اگر

--> ( 1 ) . س : منزلى . ( 2 ) . س : طالعهء .